تبليغاتX
عاشقان تنها وخسته دل بفرمایید

http://www.abzarak.com"> src="http://www.abzarak.com/wp-content/ads/125x125.png" alt="abzarak.com" title="ابزارک | ابزارهای رایگان وب" border="0" />



Powered by
Abzarak.com

 

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 2:14 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 2:1 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

 

 

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1387/12/26ساعت 22:7 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

سلام دوستای گلم

من فردا دارم میرم چالوس دانشگاه قبول شدم اگه زنده موندم بازم بهتون سر میزنم فعلا بایییییییییی

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1387/07/16ساعت 21:39 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09ساعت 21:23 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

سلاممممممممممممممممممممممم

 

 زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد    هرکس غم بیهوده خورد می بازد

دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم    در وسعت چشمان تو محدود شدم    آن روز که در آتش عشق افتادم    سرسبزتر از آتش نمرود شدم

کسی به فکر گلها نیست٬کسی به فکر ماهی ها نیست٬کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد٬که قلب باغچه در زیر افتاب ورم کرده است٬که ذهن باغچه دارد ارام ارام از خاطرات سبز تهی میشود٬و حس باغچه انگار   چیزی مجردی ست که در انزوای باغچه پوسیده ست٬حیاط خانه ی ما تنهاست٬حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر نا شناس ٬خمیازه میکشد٬و حوض خانه ی ما خالی ست٬ستاره های کوچک بی تجربه٬از ارتفاع درختان به خاک می افتند٬ و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها ٬شبها صدای سرفه می اید٬برادرم به باغچه میگوید قبرستان٬برادرم به اغتشاش علفها میخندد٬و از جنازه ی ماهی ها٬که زیر پوست بیمار اب٬به زره های فاسد تبدیل میشود٬شماره بر میدارد٬برادرم به فلسفه معتاد است٬برادرم شفای باغچه را در انهدام باغچه میداند٬او مست میکند٬و میزند به درو دیوار٬و سعی میکند که بگوید٬بسیار دردمند و خسته و مایوس است٬ او نا امیدی اش را هم٬مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش همراه خود به کوچه و بازار میبرد ٬و نا امیدی اش انقدر کوچک است که هر شب ٬در ازذحام میکده گم میشود...

چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد

آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من

 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني!

 

من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري

 

فعلا باییییییییی



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09ساعت 21:21 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

اینم چند تا عکس نازنازی

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت 23:7 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

سلام به همه دوستان گلم

یدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست***غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

 

دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد مي شه، وقتي مي ميره ؛ وقتي از درخت جدا مي شه ؛ بازم پاي همون درخت مي افته

نگاهم ياد باران كرده امشب ،مرا سر در گريبان كرده امشب ،غم و فرياد من از اين وان نيست،دلم ياد رفيقان كرده امشب.

من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را

همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم . ...... تو اما........لبخند مهربانت ، ماندگار پیوست می شود بر سکوت

اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که"زمرمه هاي دلتنگي ام"به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم

عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه

براي زيستن دوقلب لازم هست. قلبي که دوست بدارد . قلبي که دوستش بدارند. قلبي که هديه کند . قلبي که بپذيرد

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من

خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ...

خيلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی ، اما ندونه ...

خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی ...

خيلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی ، اما نتونه بهت بگه ...

خيلی سخته که سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش

جشن بگيری ...

خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی

دوست نداره ...

خيلی سخته که دلت بخواد گريه کنی ، اما بهونه ی درست و حسابی

نداشته باشی ...

خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون

بگه : ديگه نمی خوامت ...

خيلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی ...

...

خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين ، اما

يه دفعه اشک از چشات جاری بشه ...

خيلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جيبی چند ماهت برای

تولدش کادو بخری با يکی ديگه ببينيش ...

خيلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش

يه (( ن )) کم داشته ...

خيلی سخته که کسی که تموم زندگيت رو به پاش ريختی ،

با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : ديگه دوست ندارم ...

خيلی سخته که يه عمر با خيال يه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهميد

عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه ...

خيلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که

يه دلخوشی ديگه داره ...

خيلی سخته که ازت بپرسه : حاضری باهام بمونی ؟

و تو با اينکه آرزويی جز اين نداری ، مجبور باشی بگی : نه ...

خيلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که

حرف دلتو بهش بگی ، با يه معذرت خواهی کوچيک بگه :

فعلاً سرم شلوغه ...

خيلی سخته که صميمی ترين دوستت بهت خيانت بکنه ...

خيلی سخته که هميشه مجبور باشی سخت ترين چيزها رو

تحمل کنی ...

 

تو را هرگز نمی بخشم ..........تو تنها عشق من بودی

به یاد آور زمانی را که گرم سوختن بودیم

سرابی بودی و ازتشنه کامی چشمه ات پنداشتم روزی

فریبی بودی و بذر وفا را در سینه ام میکاشتی روزی

مرا دیوانه باید خواند می دانم

می دانم

                                                                 می دانم

 

اه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم

اي نشسته در خيال من فراموشم مکن با فراموشي و تنهايي هم آغوشم مکن زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش خاموشم مکن

يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم


اگه تو رو تو بیابون بکارن کاکتوس در میای!
اگه تو رویا بکارن کابوس در میای!
تو کویر بکارن خیارشور درمیای!
تو دل من اگه بکارن... عمرا دربیای!

كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت 

 

داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست

اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدى، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند 

از زندگي سه چيز آموختم 1.از عشق رسوايي 2.از دوست بي وفايي3. از شب تنهايي

ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه

اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه ? كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات


عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام

عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم و از خود گسستم وليكن سرنوشتم اين 3حرف بود تورا ديدم ، پسنديدم ، گسستم

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم

ميدوني فرق تو با عشق زندگي و گل چيه ؟ عشق يك كلمه هست ولي تو معني ان هستي ، زندگي يك اجبار هست ولي تو دليل آن هستي ، گل يك گياه هست ولي تو عطر آن هستي

درسکوت دادگاه سرنوشت / عشق برما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت

مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟****يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟******* من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است****مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟

پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون تاحالا تورو نديدم


دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود

فهميدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خويش غافل کردند انگار کسي به فکر ماهي ها نيست سهراب بيا که آب را گل کردند

فردا که بارون بیاد شاید زیر چتر تو باشم ... و از همین حالا خیس باروونم

امروز قلبم درد گرفته بود. فکر کنم یه کمی تپل شدی و جات تنگ شده

دختر با ظاهری ساده و نه مذهبی در حال عبور کردن از خیابان بود پسری از پیاده رو داد زد سیبیییلو چطوری؟ دختز کاملا خونسرد تبسمی کرد و جواب داد وقتی تو زیر ابرو بر می داری من سیبیل می زارم تا این جامعه یه مرد هم داشته باشه پسر سرخ شد و چیزی نگفت

کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود... مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود... مراقب رفتارت باش که عادتت میشود... مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود... مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .

 

بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم


نگو چرا .نگو واسه چی. بنابر این برای سلامتی امام زمان صلوات

بفرست نمیگم چند تا پس هرچقدر دوست داری بفرست

دوستان مهربانم همتونو به خدای مهربان تر از خودتون میسپارم

 دوستون دارم

خدا نگهدار تک تکتون باشه



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت 22:54 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

سلام به دوستان وبلاگ عاشقان تنها خوش اومدید

 

امیدوارم همیشه شاد و مهربان باشید

 

 یادتون باشه فرشته ها همیشه مواظب شما هستن پس هیچوقت باعث ناراحتی فرشته ها نباشید تا همیشه هوای شمارو داشته باشن

 

 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت 15:30 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گل باشید .....ولی عمرتون مثل گل نباشه باییییییییییی

وای ای بلا اومدی نظر ندی نامردیه!!!!!!!!!!!!!۱

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 18:13 توسط ..::میخوای کی باشه سمانه دیگه::..